السيد موسى الشبيري الزنجاني
4709
كتاب النكاح ( فارسى )
عشراً اذا كنّ متفرقات فلا بأس » « 1 » بحث سندى : « عن أبيه » در سند اين روايت زيادى است زيرا اولًا ، با تتبع معلوم مىشود كه على بن ابراهيم ، بلا واسطه از هارون بن مسلم نقل مىكند و ثانياً ، در نسخ معتبر « عن أبيه » ندارد و من اين را در حاشيهء نسخهء خودم نوشتهام . و نكتهء دوم اينكه « عن مسعدة بن صدقه » در نسخ تهذيب و استبصار نيست و خود شيخ هم وقتى روايت را مىخواهد جواب دهد مىفرمايد : و اما روايت هارون بن مسلم عن ابى عبد الله عليه السلام . ولى در نسخ كافى « عن مسعدة بن صدقه » دارد و اين درست است زيرا هارون بن مسلم ، مستقيماً از امام صادق عليه السلام روايت نمىكند زيرا امام عليه السلام را درك نكرده است و اينجا شيخ رحمه الله اشتباه نموده در تهذيب و استبصار ، و كسانى كه وسائل را در نجف چاپ كردهاند از روى نسخهء اصلى كه كافى است - زيرا شيخ اين روايت را از كافى نقل مىكند - اين را تصحيح كردند بدون اينكه اشارهاى به اختلاف كافى و تهذيب داشته باشند و حق اين بود كه متذكر شوند . روايت عمر بن يزيد : « كلينى رحمه الله عن الحسين بن محمد ( الاشعرى از اجلاء و از مشايخ كلينى است ) عن معلّى بن محمد ( البصرىّ كه صالح الرواية است بنا به نقل نجاشى و ايشان به نظر ما معتبر است اگر چه روايات غير معمول به ، و منكَر هم دارد ) عن الحسن بن على بن بنت الياس ( كه همان وشّاء ثقه است امامىٌ عدلٌ ) عن عبد الله بن سنان عن عمر بن يزيد قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الغلام يرضع الرضعة و اثنتين قال لا تحرّم فعددت عليه حتّى اكملتُ عشر رضعات فقال اذا كانت متفرّقة فلا » مضمون اين روايت و روايت سابق كه مسعده است به اقتضاى مفهوم ، تفصيل بين صورتى كه متوالى است از غير متوالى مىباشد .
--> ( 1 ) - اين روايت با روايت مسعدة بن زياد يكى است و اصلًا اين دو يك نفرند و انتساب مسعدة گاهى به پدر است و گاهى به جدّ . استاد